بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )

359

خلاصة التجارب ( طبع قديم )

اما علامت ضعف قوت جاذبه آنست كه طعام از فم معده برگذرد و گرانى كند و متوحش سازد و باشد كه اختلافى در فم معده حادث گردد اما علامت ضعف ماسكه آنست كه معده طعام را فرو نگيرد چنانچه بيشتر آب مىبوده و صاحب علت چنان پندارد كه اگر اندك حركتى كند آنچه خورده است باز پس خواهد گشتن و بقى برآمدن و اين حال بىغثيان بىارتعاش نباشد و يا خود آنچه خورده زود از معده بامعا رود و براز اندر شود نيكو هضم يافته و علامت ضعيف واقعه آنست كه طعام با وجود لطافت دير از معده بگذرد و نفخ كند و بوى طعام بجا يافته شود و بحقيقت اين مدت چنانست كه طعام هرچند غليظ بود در معده صحيح بلا مانعى تا دوازده ساعت و پانزده ساعت بيشتر نماند و از شش هفت ساعت بيش در معده صحيح نماند پس هرگاه طعام لطيف بيش از چهار ساعت بروده ميل كند دليل ضعف ماسكه بود و چون به مدت ماندن غذاى غليظ رسد دليل ضعف دافعه بود و غذاى غليظ برعكس اين باشد و علامت ضعف هاضمه علامات ضعف اين قوى بود و علامت ضعف حرارت غريزى معده و آنجا كه تصور حرارت غريزيه سائر اعضا سبب ضعف هاضمه آنها گردد چنانچه در هضم ثانى يا ثالث يا رابع فتورى شود يا در جمله هضوم فساد آنها بمعده نيز بازدهد همچنانكه فساد هضم معده باكثر آنها مضرت رساند علاج آنجا كه سبب ضعف معده ضعف قوت جاذبه معده بود بايد ديدن اگر چنانچه اين ضعف از خلطى صفراوىست غالب كه در معده ريخته و بفم معده برمىآيد و رنجه مىدارد و وقوع غثيان و قى و بيقرارى از پهلو به پهلو غلطيدن را از درد صدر و خفقان بدان علت گواهى دهد نخست تنقيه خلط بايد كردن بقى و حقنه و تلئين آنگاه تقويت معده كردن بغذاهاى لطيف و كم خوردن و چيزهاى معتدل و بادشكن و به كار داشتن و تضميد كردن معده بقوابض بگرمى و خشكى مائل چون مصطگى و گلنار و سنبل و قرنفل و صبر و افسنتين و آبى پخته و آب برگ مورد و اگر چنانچه اين ضعف از سوء المزاجى سرد و تر ساذج بود تبديل سوء المزاج بدستورش بايد نمودن و تقويت بمقوياتى كه قبل ازين تقرير مقرر شده كردن و آنجا كه سبب ضعف قوت ماسكه بود ببايد ديدن اگر آن ضعف از غلبهء خلط حاد حار محترق باشد در معده كه بدان سبب طعام را قبول نكند و دفع آن بقى و علامت آن چنانچه مرارا مذكور شده حركت خفقانى معده و قلق بلكه ارتعاش اكثر اعضا بدان اشتهاد كند نخست تنقيه بايد كردن چنانچه مقرر شده و به رب سفرجل و بسكنجبين آن و مقوياتى